تبليغاتX
قلب عاشقانه
قلب عاشقانه ام فدای تو

واقعا عشق یعنی چی؟

هر کسی یه تعریفی از عشق داره ، اما اینکه کدوم درسته و واقعی خدا میدونه.
اوشو در مورد عشق میگه: « عشق شوق وافر درونی برای یکی شدن با کل است، میل باطنی برای فناشدن در وحدانیت. منشأ عشق ، جدایی است، ما از منشأ خویش جدا شده ایم. این جدایی باعث پیدایش میل و اشتیاق در مابرای برای بازگشت به کل و یکی شدن با آن میشود. »
اما اون کل کیه؟ چه خصوصیاتی داره؟ و آیا همه میتونن به اون عشق بورزن و در نهایت باهاش یکی بشن؟این سوالیه که مدتهای مدیدی هست منو به فکر واداشته...

اریک فروم Erick from در کتاب هنر عشق ورزیدن The art of lovingبه ما می آموزد که عشق ورزیدن یک هنر است و مانند هر هنر دیگری به آموزش و تجربه نیاز دارد . دیگر اینکه عشق یک فعالیت است و مثل هر فعالیت دیگری صرف توجه ، انرژی و وقت می خواهد ...و هزاران نکته دیگر! اما فروم دستور العمل ارائه نمی دهد و در سبک نوشتاری خود شاهد از منابع مختلفی مثل انجیل و تورات گرفته تا کتب مذهبی بودایی و تائویسم و از آثار اکهارت و مارکس و اسپینوزا تا اشعار مولانا جلال الدین ! می آورد و این خود بر زیبایی ، نفوذ و اعتبار کلام او می افزاید.
فروم در این کتاب ابتدا نظریه عشق خود را شرح می دهد سپس عشق را به انواعی تقسیم می کند:
- عشق برادرانه - عشق مادرانه - عشق جنسی- عشق به خود - عشق به خدا
این نقطه شاید تنها جایی ست که من با فروم کمی تفاوت نظر دارم!
عشق بنا به تعریف خود فروم در این کتاب دارای دو صفت مشخصه است : عمق ارتباط متقابل و شادی. صفت متقابل دال بر دو جانبه بودن است و چنانکه خود بارها تاکید می کند رابطه عاشقانه رابطه ایست که هر دو طرف دهنده و گیرنده اند. در حالیکه ( مهر مادری ) و( رابطه با خدا ) به سبب ماهیتشان در این تعریف نمی گنجند.

در مهر مادری یک دهنده کامل وجود دارد و یک گیرنده کامل.چنانکه در رابطه با خدا نیز - چه در تفکر عرفانی ، چه در تفکر ماتریالیستی - نیز چنین است.
فروم انضباط ، تمرکز، بردباری و علاقه شدید را برای تمرین عشق ، مانند تمرین هر هنر دیگری ، واجب می داند و تمرین شهامت و ایمان را پیش نیاز تمرین عشق بر می شمارد.
او عشق و عادت را از هم متمایز دانسته و می گوید :« عشق رابطه افراد آزاد ، رشد يافته و مستقل است.»
عادت يعني ارتباط غير فعال (
passive
!).
وقتي انسان به چيزي عادت مي كند منطق خواسته اش چند تفاوت اساسي با عشق خواهد داشت :
- اين منطق كاملا خود مدارانه و حتي خود خواهانه است چه ترك عادت موجب مرض است‌!!
او- یا آن !! - را مي خواهد تا دچار سندرم ترك نشود !! در حاليكه منطق عشق كاملا ديگر خواهانه است .
- عادت يك موقعيت ايستاست . جوشش ندارد ، كشف لازم ندارد ، جستجو نمي خواهد و

عشق همه اينها را دارد و فعالانه مي خواهد .
رابطه معتاد با عادتش رابطه اي توام با وابستگي و عدم استقلال است حال آنكه از خصوصيات اوليه عشق استقلال فرديست .
و به قول شاعر بزرگمان :
عشق شاديست
عشق آزاديست
عشق آغاز آدميزاديست !
عشق با عادت ميانه اي ندارد شايد تنها عادت عشق ، خرق عادت باشد!
عشقي كه به مصيبت عادت گرفتار آيد به سيبي مي ماند كه از درون پوسيده : ظاهري زيبا باطني زشت كه عاقبت همين چهره زيبا را نيز به تلنگري از هم مي پاشاند !
جوشندگي چشمه عشق كجا و مرداب عادت كجا ؟!
عشق لحظه به لحظه نو مي شود
اما چگونه ؟!
عشق محتاج اتفاقات روز به روز است:
يك شاخه گل سرخ ، (كشف يك بوسه بي هوا !) - به قول شهيار عزيز - يك مسافرت ناگهاني دونفره ، يك وعده ناگهاني ناهار فارغ از همه دنيا ، و از همه مهمتر بيان جمله كوچك صميمي معصوممان
اينها همه اتفاقات ياري دهنده ما هستند.
و گفتگو به مفهوم عام به عنوان يك ابزار جستجوگر ، فعال و كاشف به ياري عشق مي آيد و گفتگوي عاشقانه با تمام لطافت و تاثير عميق روانيش بر استحكام وزيبايي رابطه مي افزايد. دو عاشق به فصلهاي مشترك نياز دارند تا در اين صفحات مشترك به گفتگو در باب نقاط تفاوتشان بپردازند. آشنايي با ابزار گفتگو و شناختن راه يك گفتگوي فعال و تن دادن به اصول گفتگو سبب مي شود كه از يك تفاوت نظر نه تنها به تخريب رابطه نرسيم بلكه از آن در جهت استحكام رابطه سود جوييم.متاسفانه هميشه مفهوم گفتگو و جر و بحثهای بی ثمر در جامعه ما با هم قاطي مي شود!!
در گفتگو هيچكس به دنبال برتري جويي ، به كرسي نشاندن حرف خود ،‌ و پيروز شدن در بحث نيست. در يك گفتگو همواره هر دو طرف پيروزند چون در خلال اين تبادل نظر به عمق يكديگر بيشتر وبيشتر نفوذ مي كنند و اين آشنايي تازه حسي سرشار تر را در سايه سار احترام متقابل مي آفريند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 1:59  توسط بهروز | 
 

New Page 2

This free script provided by webloger site