تبليغاتX
قلب عاشقانه
قلب عاشقانه ام فدای تو

 

نگاهم مي كني و مي گوئي چرا مي خواهي در انتظارم بماني ؟
مگر از من چه ديده اي ؟
بسيارند بهتر از من , مهربانتر از من كه مي توانند عاشقت باشند كه مي توانند دوستت بدارند
بدون آنكه دوستشان بداري چرا من ؟
برو اينگونه خوشبخت تر مي شوي
برو رنج هايم را براي خودم بگذار
تو نمي تواني ادامه دهي
بگذار بدانم آيا آنقدر توان دارم كه به تو برسم يا نه ؟
بگذار ارزش داشتنت را حس كنم و اشك در چشمانت حلقه مي زند ...
ديگر نمي توانم هر مشكلي را تحمل مي كنم در برابر هر بادي مي ايستم و زير هيچ كوله باري شانه خم نمي كنم
از هيچ باراني نمي لرزم ...
اما اين ديگر نه زير بار غمهايت شكسته خواهم شد و زير باران اشكهايت خواهم لرزيد تاب دبدن اشكهايت را ندارم
آرام مي گويم باشد مي روم .
بعد پشت مي كنم به تو به آرزوهايم به دنيايم به وجودم و قدم در راه رفتن مي گذارم آري جدا يعني غربت
هميشه اين را گفته ام آرام مي گويم خواهم رفت فرو مي ريزم اما مي ايستم مي ايستم تا نداني چقدر خميده گشته ام باد پائيز به صورتم برخورد مي كند و سرمايش تا قلبم رسوخ مي كند
هيچ وقت فكر نكرده بودم پائيز اينقدر سرد است ...
در دستانم جاي تهي دستانت فرياد مي كند چرا گفتم مي روم؟؟؟
بدون تو خوشبختي كجاست ؟؟؟
بدون تو زندگي معنا ندارد ؟؟؟راستي مگر آدم چند بار عاشق مي شود ؟؟؟
چند بار ديوانه وار جاي خالي تو را جستجو كردم و باز پيراهنم را بوئيدم كه بوي آغوشت را زمزمه مي كرد ....!
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينك اما آيا باز مي گردي؟
چه تمناي محالي دارم !!!
..............................خنده ام ميگيرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 1:28  توسط بهروز | 

چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 0:34  توسط بهروز | 
 

New Page 2

This free script provided by webloger site